راقم اين سطور بهتازگي در فضاي رقومي با مطلبي مواجه شد مبني بر اين كه در كتاب تفكر سواد و سوادرسانهاي پايه دهم، تصويري از ديويد بكهام ستاره سابق فوتبال بهطبع رسيده كه در آن خالكوبي زني عريان بر روي دست مشاراليه بهچشم ميخورد. نظر بهاينكه در گذشته نگارنده بارها تصوير مورد اشاره در صفحه 39 كتاب را - البته با چشم غيرمسلح! - ديده اما توفيق كشف اين مهم را نداشت؛ اين بار جهت اطمينان از صحت و سقم ادعاي مطروحه پس از مسلح نمودن چشم به ذرهبين و وارون نمودن تصوير! عليرغم كيفيت بد عكس چاپ شده، به سختي موفق به تشخيص آن شد. اين كه چاپ چنين تصويري در كتاب درسي نظام رسمي تعليم و تربيت، امري مذموم است؛ شكي نيست و در اين كه كثيري از افراد با عنوانهاي شناسه افزوده برنامهريزي و تاليف همچنين آمادهسازي، مديريت برنامهريزي درسي و تاليف هكذا آمادهسازي هنري و ايضا پديدآورنده كه اسامي آنها در شناسنامه كتاب ذكر شده، سهوا اين بخش قبيح از خالكوبي را رويت و محو ننمودند؛ ترديدي وجود ندارد. اما اين كه عليالاصول تصوير بكهام در كتاب درسي دانش آموزان دوره دوم متوسطه جمهوري اسلامي چه جايگاهي دارد كه قليلي از دلواپسان طي چند صباح گذشته بارها انگشت اتهام خود را به سوي آن نشانه رفتهاند؛ بهگمان نيازمند بازخواني مفهوم «كليشه»، نسبت ستارههاي دنياي ورزش، مد و سينما با كليشه و نقش رسانهها در كليشهسازي است چراكه يكي از مفاهيم اساسياي كه در كتاب تفكر و سوادرسانهاي پايه دهم به آن پرداخته شده اين مفهوم بوده و متن مصور مورد مناقشه ناظر بدين مفهوم است...





