اين مقاله در ويژهنامة پاية دهم ضمیمة رشد معلّم مهرماه 1395 منتشر شد
- در قرن بيستم با ورود وسايل ارتباطجمعی به عرصه عمومي، ساختار قدرت دچار تطور شد و اطاعتپذیری جوامع تحت تأثیر شیوههای ناپيدا و غيرملموس اقناع و تبليغ قرار گرفت. سبك زندگي افراد به دليل بمباران پیامهای رسانهای دستخوش تغيير شد و رسانه در مقام تك داناي مطلق نقشي عمده را در شکلگیری رفتار، عقايد، عواطف و همچنین روابط فردي و اجتماعي عهدهدار شد.
- غور در حافظه تاريخي يادآور آن است كه درگذشتهای نهچندان دور همنسلان من در ابتداي شب با ترنم روحنواز والدين به خوابي نوشين میرفتند اما از اوايل دهه 1370 بهویژه اواخر دهه 1380 بهموازات افزايش بهرهمندی از دستاوردهاي مدرنيته در كشور، سريالهای ماهوارهای از طريق قاب تلويزيون تا پاسي از شب انيس و جليس خانوادهها شدند و در چارچوب نظريه هژموني با ايجاد سونامي پخش سریالهای عامهپسند تسريع در بازمهندسي سبك زندگي در مسيري مغاير باارزشهای ملي، مذهبي و قومي را موجب شدند.
- بر اساس آمارهاي رسمي 20 درصد افراد كشورمان در فاصله سني 15 تا 24 سال قرار دارند[1] لذا میتوان ادعا نمود كه جامعه ايراني جامعهای جوان است و چون در اين طيف سني نوجوانان پرمصرفترین استفادهکنندگان از رسانهها محسوب میشوند لذا ضريب نفوذ مصرف رسانهای در بين آنان بيش از بقيه است. قشري كه در مواجهه با رسانه از سواد فني بالايي برخوردار است ليك از سواد رسانهای کمبهره كه اين مهم سبك زندگي آنان را در همنشینی با پیامهای رسانهای آسیبپذیر میسازد. پیامهایی كه در بر اساس ویژگیهای فردي در بستر اجتماع میتوانند منجر به كاهش پايبندي آنان به مباحث اخلاقي شده بر كيفيت روابطشان در نهادهاي مختلف جامعه ازجمله خانه و مدرسه همچنین در روابط بين فردي اثرگذار شوند. به طور مثال نشانگرهای پژوهشي حاكي از آن است كه نسل نوجوان و جوان نسبت به نسل میانسال بیشتر از تلویزیونهای ماهوارهاي استفاده میکنند و اين خود موجب آن است كه هر چه میزان استفاده از ماهواره افزایش یابد، میزان گرایش به معیارهای مدرن افزایش و میزان گرایش به معیارهای سنتی کاهش مییابد.

- فرزند اين زمانه كه با ژن ديجيتالي در نقش يك شهروند كاربر پا به عرصه وجود نهاده به سبب برخورداري از طبع نوجو و نوگرا با شيفتگي هرچهتمامتر متوجه فناوریهای ارتباطي مدرن شده از آن استقبال میکند حالآنکه والدينش به دليل طبع به نسبت گذشته گرا و محافظهکار در خوفورجا با فناوریهای اخير مواجه شده طي طريق میکنند كه اين ثنويت نگرشي و عملكردي در نحوه مرافقت با رسانههای مدرن به افزايش لحظهبهلحظه شكاف منتهي به برخورد بين نسلي و نافرماني نسل جديد میانجامد. روايت منقول در قرآن كريم با موضوع رابطه حضرت موسي (ع) و خضر نبي و ترسيم درخواست شاگردي حضرت موسي (ع) از حضرت خضر و تأکید بر عصيان گریهای پیدرپی حضرت موسي (ع) در برابر تکتک اقدامهای خضر نبي، میتواند از اين نظرگاه محل تدقيق واقع شود كه اگر اشراف نسبت به مقتضيات زمانه وجود نداشته باشد حتي نبي الهي همدست به عصيان میزند. ازاینرو باوجود سرعت روزافزون تحولها از سويي و تاخر فرهنگي جوامع درحالتوسعه نسبت به جوامع توسعهیافته كه با تمهيداتي هرچند نسبي فناوریهای ارتباطي را به جامعه خويش عرضه کردهاند از سويي ديگر، اين مسئله نهتنها نمیتواند و نبايد مانع دستیابی افراد به علم توأم با عمل در حوزه شناخت رسانه و پیامهای رسانهای شود بلكه نسل گذشته و حاضر همزمان بايد دانش و مهارتي بياموزند كه به يك همزیستی مسالمتآمیز با رسانه منتج شود.
- بازبيني تجارب گذشته در چارچوب بومشناسی ارتباطي گواه آن است كه اعمال ممنوعيت و تشديد محدوديت توأم با تمسك به فنّاوری انضباطي و قفس آهنين، توان بازداشت اين سيلان فرهنگي را ندارد; لذا به نظر میرسد تنها راهکار مدبرانه كه بيش از دو دهه صاحبنظران علم ارتباطات اجتماعي به آن اميد بستهاند; اهداء كليد سواد رسانهای (Media Literacy) بهمعلمان، دانش آموزان و والدين آنهاست.
- سواد رسانهای مفهومي قدیمی است. اولین کتابی که درزمینه سواد رسانهای نوشته شد کتاب فرهنگ وطبیعت اثر فرانك ريموند ليويس است که طي سال 1933 در لندن چاپ شد. فرهنگ و طبیعت با ابراز یک نگرانی جدی شروعشده در مقدمه آن آمده است: «بسیاری از معلمان و اساتید انگلیسی دچار نگرانی، شک و تردید شدهاند. برای آنان این سؤال بهطورجدی مطرح است که این درسها که دانش آموزان در کلاس فرامیگیرند در مقابل موج عظیم و مؤثر تبلیغات، فیلمها و اخبار، چه اثری میتواند داشته باشد؟» ریشه نگرانی ليويس در این است که آنها شاهد یک رقابت نابرابر بودند. کلاس درس در مقابل رسانههای غولپیکر رقیبی ضعیف و ناتوان به نظر میرسید. رسانه ازنظر لیویس اثری مخرب داشت كه لذت یا خوشیهای سطحی را جایگزین ارزشهای اصیل ادبیات و هنر میکرد.
- از دهه 1960 به بعد يونسكو فعالانه به مبحث آموزش رسانهای ورود نمود و به پشتيباني از آن همت گمارد، تلاش كرد در اين زمينه برنامهای جهاني اجرا كند. ازنظر صاحبنظران يونسكو آموزش رسانهای بهمثابه راهکاری مناسب توان جبران نابرابري اطلاعاتي بين كشورهاي توسعهیافته و درحالتوسعه را دارد زيرا از یکسو كشورهاي توسعهیافته به توليد، كنترل و توزيع اطلاعات میپردازند و از سوي ديگر كشورهاي درحالتوسعه صرفاً دریافتکننده منفعل اطلاعات هستند. ازنظر يونسكو پيشرفت مهارتهای فردي بهمنظور تفسير و تحليل پیامهای رسانهای بين مخاطبان تنها راهي است كه میتواند قدرت استفادهکنندگان از رسانهها را در كشورهاي درحالتوسعه افزايش داده و آنان را از وضعيت انفعال صرف خارج كند. سرانجام اصطلاح سواد رسانهای نخستين بار توسطمارشال مك لوهان در سال 1965 در کتاب درک رسانه: توسعه ابعاد وجودی انسان وضع شد. وی معتقد بود كه در هنگامه دهكده جهاني انسانها به سوادي جدید به نام سواد رسانهای نياز دارند.
- مطابق با تعریف مركز سواد رسانه اي سواد رسانهای چارچوبی برای دسترسی، تحلیل، ارزشیابی و بهکارگیری رسانه است. درواقع گسترش تفکر انتقادی و مهارتهای تولید پیام که برای رشد فرهنگ رسانهای قرن 21 موردنیاز است. سواد رسانهای از راه یک فرآیند چهار مرحلهای پرسش گری، ارزیابی، واکنش و رفتار به افراد کمک میکند تا به توانمندی در دسترسی، تحلیل، ارزشیابی و تولید پیام رسانهای دست یابند. سواد رسانهای اکتساب دانشی مرتبط با رسانه جهت بهرهگیری و تعامل با آن و همچنین مجموعهای از مهارتهاست. لذا ازنظر متخصصان سوادرسانهاي در پي پاسخگویی به این پنج سؤال كليدي است:
- چه کسی پیام را به وجود آورده است؟
- چه روشهای خلاقانهای برای جلبتوجه مخاطب مورداستفاده قرارگرفته است؟
- درک و فهم ارتباط گير از پیام چقدر متفاوت از درک و فهم سایر ارتباط گيران از همان پیام است؟
- چه نوع سبک زندگی، ارزشها یا دیدگاههایی در پیام گنجاندهشده یا از پیام حذفشده است؟
- هدف از ارسال پیام چیست؟
- به بيان موسع سواد رسانهای را میتوان در پنج اصل بنيادي كه به نحوي پاسخ سؤالهای بالا را در بردارد دستهبندی كرد:
- همه پیامهای رسانهای ساخته میشوند (هويت)
- پیامهای رسانهای از یکزبان رسانهای با قواعد خودش ساخته میشود (قالب)
- مخاطبان مختلف مفهوم موردنظر خود را از رسانهها میگیرند (مخاطب)
- ارزشها و نظراتي پنهان در رسانهها وجود دارد (محتوي)
- اغلب پیامهای رسانهای به شكلي سازماندهی میشوند كه به منافع و يا قدرتي بينجامند (هدف)
- آنچه تصريحش جهت پرهيز از کژتابیهای ذهني ضرورت دارد آن است كه گرچه ماهيت سواد رسانهای انتقادي است اما بايد اذعان نمود كه امروزه رسانهها مهمترین ابزار ارتباط و نمود فرهنگیاند; براي مشاركت فعال در حيات عمومي، استفاده از رسانهها بهویژه رسانههای نوظهور ضروري است. رسانه، گر چه محل مناقشه است; اما در حال حاضر موقعيت خانواده، مدرسه و مسجد را در جايگاه مهمترین نهاد اجتماعي شدن در جامعه معاصر تحتالشعاع قرار داده است. رسانه در تاروپود و روال زندگي روزمره جاافتاده و عمده منابع نماديني را كه ما در تماسهایمان و در تفسير پيوندها و روابطمان و در تعريف هویتهایمان به كار میبریم، فراهم میکند. لذا سواد رسانهای نه به معني محدود كردن بلكه مشروط كردن بهرهمندی از رسانه و بهطریقاولی دانش و مهارتي براي همزیستی مسالمتآمیز بين مخاطب و رسانه است.
- در سالهای گذشته از طرف مسئولان کشور صحبتهایی درزمینهٔ آموزش سواد رسانهای مطرح شد اما هیچگاه جنبه عملي نيافت. مركز پژوهش هاي مجلس شوراي اسلامي در سال 1385 طي گزارشي ضمن انتقاد از وضعيت آموزش سواد رسانهای در کشور اعلام كرد که ايران باوجود دارا بودن شرايط خاص دروني و بيروني چون رشد شهرنشيني، گسترش تحصيلات عاليه، افزايش جمعيت جوان و فعاليت هدفمند گروههای برانداز، اقدامي مؤثر درزمینهٔ سواد رسانهای انجام نداده است. دفتر مطالعات فرهنگي مركز پژوهشهای مجلس در ادامه گزارش خود بانام سواد رسانه اي رويكردي نوين به نظارت رسانه اي" پيشنهادهايي براي توسعه سواد رسانهای كشور در سه بخش راهکارهای سياستي، تقنيني و اجرايي اعلام کرد. بر اين اساس، در بخش راهکارهای سياستي، تحقيقات و مطالعات تطبيقي براي ارائه الگوي مطلوب ممكن، واردکردن سواد رسانهای در نظام آموزشي رسمي كشور، آموزش اینکه خشونت در دنياي حقيقي عواقبي شديد به دنبال دارد، ايفاي نقش ديدباني و نظارت دائم بر توسعه سواد رسانهای و ارزشيابي منسجم و همهجانبه براي فراهم كردن مستندات مربوط به اثربخشي آموزش سواد رسانهای در كشور ضرورت دارد. اين مركز در حوزه راهکارهای تقنيني نيز نگاهي قانون گذارانه به سواد رسانهای از منظر يك ابزار نظارتي و دفاعي در برابر پروژههای ارتباطي هدفمند و اختصاص ردیفهای بودجهای به آموزش سواد رسانهای در قوانين بودجه سالهای آتي را توصيه كرد كه سوگمندانه اقدامي در اين زمينه انجام نگرفت. در گزارش مرکز پژوهشها تصریحشده که اکنون سواد رسانهای يکي از کارامدترین ابزارهاي نظارتي موردتوجه کشورهاي پيشرفته است و با عملياتي کردن اين دانش نهتنها فرهنگ ايراني – اسلامي تقویتشده بلکه بخشي از حقوق مخاطب نيز تأمین میشود.
- نيك بختانه پس از سالها انتظار به پايان رسيد و در بهمنماه 1394 بر اساس مصوبه شوراي عالي آموزشوپرورش مقرر شد كه براي اولين بار در تاريخ نظام تعليم و تربيت عمومي رسمي كشور طي سال تحصيلي 96-95 كتاب درسي با عنوان تفكر و سواد رسانهای توسط دفتر تألیف کتابهای درسي ابتدايي و متوسطه نظري توليد و وارد فرايند آموزشي كشور میشود كه دانش آموزان پایههای دهم و يازدهم در قالب درسي انتخابي امكان بهرهمندی از كتاب و ديگر اجزاي مختلف بسته آموزشي آن را خواهند داشت. اين در حالي است كه مديران مدارس در چارچوب بند 5-5 سند تحول بنيادين و بند 13-2 سند برنامه درسي ملي با عنايت به اهميت موضوع میتوانند آموزش سواد رسانهای را از پیشدبستانی تا پايان دوره متوسطه مطمح نظر قرار دارند. اميد است با انجام اين مهم گامي بلند در حوزه آموزش سواد رسانهای در كشور و بهتبع آن تربيت شهروند مسئول برداشته شود.
منابع جهت مطالعة بيشتر
1. باكينگهام، ديويد، آموزش رسانهای يادگيري سواد رسانهای و فرهنگ معاصر، ترجمه حسين سرافراز. تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق (ع), 1389.
2. پاتر، دبليو جيمز، نظريه سواد رسانهای رهيافتي شناختي، ترجمه ناصر اسدي، محمد سلطاني فر و شهناز هاشمي. تهران: انتشارات سيماي شرق، 1391.
3. طلوعي، علي، سواد رسانهای درآمدي بر شيوه يادگيري و سنجش. تهران: دفتر مطالعات و برنامهریزی رسانهها، 1391.