دیماه 95 براي راقم اين سطور با چند واقعه تلخ همراه بود: خالهبزرگ و عزيزم كه حق مادري بر گردنمداشت رحل اقامت در ديار باقي افكند. زندهياد مرحوم آیتالله هاشمی رفسنجانی چشم از جهان فروبست و در آخرین روز از ماه دی نیز حادثه آتشسوزی و ریزش ساختمان پلاسکو كه جمعي از هموطنان بیگناه را به کام مرگ كشاند و كثيري از كسبه را به خاك سياه نشاند. ساختمان پلاسكو اولين نماد تهران مدرن بود و براي من يادآور سال 71 و دوست نيكصورت و سيرتِ ايام سربازي، مجيد خداپرست. پدرش ملكي در پلاسكو داشت و به كسب مشغول بود و به اين مناسبت گهگاه همراه مجيد راهي آن ساختمان میشدیم. از آن زمان بيش از دو دهه میگذرد و من به مناسبت شرنگ اين اتفاق، چهره هميشه خندان و مهربان او را در ذهن تجسم میکنم و متأسفم كه مرور گذشته كمكي براي يافتن نشاني از وي نكرد؛ لذا به اين آرزو بسنده میکنم كه اين واقعه گزندي بر آن دوست نازنين و خانوادهاش وارد نكرده باشد.
حادثه ساختمان پلاسكو كه مديريت بحران و نحوه امدادرساني، آن را به فاجعه تبديل نمود؛ خاطراتي از سالهای 82 تا 84 را نيز به ذهنم متبادر كرد. سالهایی كه بنا بهضرورت شغلي در برخي جلسات اداري مرتبط با موضوع مقابله با بلايا و حوادث غيرمترقبه حاضر میشدم. برخي نكات كه توسط كارشناسان موسسه زلزلهشناسی بيان شد و از يك دهه گذشته همچنان در خاطرم باقي است به شرح زير است:
- اگر در تهران زلزلهای باقدرت تخريبي بالا رخ دهد، حجم آوار به حدي است كه اگر شخصي بخواهد مسير ميدان انقلاب تا ميدان هفتتیر را پياده طي كند؛ يك هفته زمان میبرد!
- اين حجم آوار مانع جدي اقدامات گروههای امداد و نجات استانهای معين تهران ظرف 48 ساعت اوليه پس از وقوع زلزله است كه زمان طلايي براي نجات گرفتاران زيرآوار و كمكرساني به آنان محسوب ميشود.
- با توجه به پهنه آوار، امكان کمکرسانی هوايي نيز ميسور نيست؛ كما اینکه حركت ادواتي چون بالگردهاي امداد موجبات ويراني بسياري از سازههای نيمه تخریبشده را فراهم میكند.
- وقوع زلزله و تخريب سازهها عامل اصلي نابودي تهران نيست بلكه حريق ناشي از انفجار گازهاي متصاعد از شبكه تارعنكبوتي گازرساني، تهران را به تلي از خاكستر تبديل میکند.
كثيري از ساكنان تهران كه سالهاست سنگيني سايهِ شومِ شمشيرِ داموكلوسِ زلزله را بر خود احساس میکنند پس از وقوع فاجعه پلاسكو، مديريت بحران آن و نحوه امداد و نجات، با پرسشی دهشتناك مواجهاند مبني بر اینکه در پس زلزلهای آنچنانی كه شرحي مختصر از پيامدهاي آن رفت؛ چه عقوبتي در انتظارشان است؟ آيا جز آرزوي مرگي فاخر و سريع آرزويي ديگر را میتوان متصور شد؟

با عنايت به مطالب مطروحه و ضمن تأکید بر اینکه برای رفع مشکلاتي مانند آنچه كه بر پلاسكو رفت، از يكسو نيازمند همبستگی مردمی و از سوي ديگر احساس مسئوليت مديران در قبال وظایف خود هستيم؛ نگارنده بر اين باور است كه ساختمان پلاسكو و سرگذشت پرآبچشم و در عينحال عبرتآموزش، بايد به يك «خاطرهجمعي» تبديلشود. بیشک ملتها یکی از گستردهترین و تأثیرگذارترین جمعها (collectivities) هستند. فراتر از آن، گروههای دینی، مناطق و تمدنها هستند که هرکدام در مقام جمعهایی قرار میگیرند که خاطرات خاص خود را دارند؛ اما جمعهایی کوچکتر از ملتها هم وجود دارند که خاطرات اجتماعی خود را دارند. گروههای اجتماعی تجربههايی بهشدت متفاوت دارند و خاطرات آنها، برای مثال، از وقایعی که برای آنها حزنآور است میتواند در تضادی جدی با دیگری باشد. رویدادهای حزنانگیز میتوانند به یاد سپردنی شوند، اگر بتوانند پیوستگی و اتحاد اجتماعی را شکل دهند و بیشک روايت سرگذشت تراژيك ساختمان پلاسكو ظرفيت اين امر را دارد. آنچه به نظر حائز اهميت است نحوه رمزگذاری اين واقعه در فضاي متأثر از كثرت تبادل پيام است تا یادآوری آن را در بستر «اراده ملي براي مقاومسازی ساختمانهای فرسوده یا قدیمی تهران» قرار دهد و برای بسیاری از مسئولان امر دربردارنده عناصري قدرتمند از «نهضت» پيشگيري از فاجعه انساني در مواجهه تهران با ديگر حوادث و بلايا شود.
پرسشی كه ممكن است به ذهن متبادر شود پيرامون ميزان ماندگاري اين خاطره در اذهان است ليك به نظر میرسد سخن گفتن از خاطرۀ جمعی ضعیف یا نیرومند از باب ميزان ماندگاري گمراهکننده باشد. بهبیاندیگر مسئله «بهيادآوردن» یا «فراموش کردن» نیست بلكه مسئله اين است كه خاطره جمعی بهشدت مبتنی بر انتخاب بوده و به همین دلیل بسیار مهم و تأثیرگذار است. ممكن است یک گروه یا یک ایدئولوژی بخواهد یک تجربه را بهطور تأثیرگذار حفظ کند درحالیکه برخي دیگر نمیخواهند. اینیک برآمد فرهنگی است که از طریق پروسههای نمادین و اجتماعی تعیین میشود؛ پروسههایی که غالباً در کشاکش با یکدیگر قرار دارند. ما، بهمثابه یک ملت یا گروه چیزی را «فراموش» نمیکنیم بلکه اهمیت آن را کم یا آن را کمتر هراسآور میکنیم و این کار را با قرار دادن یک واقعه در ساختار روایتی جدید انجام میدهیم که میگوید چگونه با بهبود بخشیدن به شرایط با راههای مختلف بر مسائل دشوار غلبه کنیم. به نظر متخصصان حوزه علوم ارتباطات میتوانند با رمزگذاری رويداد ساختمان پلاسكو و روايت علمي و البته غيرسياسي آن اهميت واقعه را در بستر مورداشاره فوق، حفظ يا بر اهميت آن افزوده؛ نقشي تعيينكننده و سازنده در اين برهه خاص ايفا نمايند.